وقتی مسئول مستقیم مذاکرات و برجام می‌گوید این نقض برجام آثار اجرایی ندارد، نشان می‌دهد فضای پارادوکسیکال در این جماعت بیش از آن که نیاز به تحلیل معرفتی داشته باشد، نیازمند تحلیل روانشناختی است و این ویژگی عبارت از «پر رویی» است.

به گزارش تبریز پرس، پرویز امینی پژوهشگر علوم سیاسی و تحلیلگر مسائل اجتماعی در یادداشتی ، به بررسی جامعه شناسانه ویژگی‌های معرفتی و روانشناختی روشنفکران پرداخت که در ادامه می‌آید:

جماعتی اعم از روشنفکر و فعال و سمپات سیاسی و رسانه چی و ژورنالیست و… در کشور داریم که وقتی نتیجه انتخاباتی دلخواه آنان است به آن واکنش مثبت می‌دهند و همه جور تفسیر مثبت و مصادره به مطلوبی از آن می کنند. حتی اگر با چند دهم درصد از حداقل نصاب لازم رای آورده باشند، آن را دموکراتیک ترین انتخابات می دانند و اگر پیروزی شبیه دوم خرداد ۷۶ داشته باشند که در تفسیر از آن پیروزی به قول معروف خدا را نیز بنده نیستند! اما اگر در انتخاباتی شکست بخورند به انحای مختلف از پذیرش شکست طفره می روند و آسمان و زمین را بهم می دوزند که نشان دهند یا شورای نگهبان مانع پیروزی آنها شده است یا بسیج و سپاه دخالت کرده اند یا تقلب شده است. در توجیه این شکست که مدعی اند به آنها تحمیل شده است حتی تا سطح «فرزند آذربایجان و داماد لرستان » نیز تئوری پردازی می کنند!

زمانی که امثال هاشمی و ناطق نوری و روحانی و…در جبهه مخالف آنها هستند، آنها را آیینه تمام نمای همه تباهی های سیاسی از استبداد تا انحصار طلبی و اقتدار گرایی و مخالفت با آزادی و حتی آمریت به قتل معرفی می کنند. اما زمانی که به هر شکلی اینها در جبهه آنها تعریف شده باشند، به گل سر سبد آزادی خواهی، دموکراسی طلبی و مخالفت با انحصارگرایی و…تبدیل می شوند و روزی از روزها نیست که تصاویر آنها به شکل های مختلف و در فیگورهای گوناگون بر صفحات نخست رسانه ها و نشریات آنها جا خوش نکرده باشد.

زمانی که همه بخش های قدرت از دولت و مجلس و شوراها را در اختیار دارند از این مقوله صحبت می کنند که باید پیام رای مردم را درک کرد و به رای مردم احترام گذاشت و نتیجه می گیرند که درک پیام رای مردم و احترام به آن مستلزم بسته بودن باب انتقاد و نقد به نهادهایی است که در حاکمیت آنهاست و از ادبیاتی که تا مرز بزدل خواندن منتقدین پیش رفته است نیز حمایت می کنند. اما اگر جناح رقیب انتخابات دولت و مجلس و شوراها را ببرد دائما از از یکدستی قدرت و شکل گرفتن حاکمیت یکپارچه اظهار نگرانی می کنند و این وضعیت را فاصله گرفتن از دموکراسی تحلیل می کنند.

دائما از آرادی بیان و گفتگو و تحمل مخالف صحبت می کنند اما همزمان در همه عرصه ها چه فکری و معرفتی چه رسانه ای و چه فرهنگی و هنری، ساختی مونولوگ دارند و بر تربیون و جایگاههایی که در اختیار دارند، فضای یکسویه حاکم است و دعوت ها به گفتگو و مناظره را مکرر در مکرر رد می کنند.

در مقطعی که خود را نماینده انحصاری خط امام می دانستند، بر شعار استقلال خواهی و استکبارستیزی و مرگ بر آمریکا به عنوان خط قرمز لا یتغیر انقلاب اسلامی تاکید می کردند و اندک مسامحه ای را در این باره با قوت و قدرت محکوم و مسکوت می کردند اما در مقطعی دیگر که امام از یک هندسه معرفتی و سیاسی به یک نوستالژی برایشان تبدیل شده است، معنای استقلال خواهی به انزوا و استکبار ستیزی به جنگ با دنیا و شعار مرگ بر آمریکا به خشونت طلبی تفسیر می شود و بالطبع باید به بایگانی انقلاب اسلامی سپرده شود

در دوره ای که شور انقلابی گری در آن فوران داشت، شریعتی در قامت معلم و بلکه پیامبر آنان بود و آثار و متون به جا مانده از او نیز چونان کتاب مقدس ، مقدس و غیر قابل نقد به شمار می آمد و در مقطعی دیگر که به لحاظ معرفتی سکولار و به لحاظ سبک زندگی لذت گرایی را انتخاب کرده بودن، بر شریعتی تاختند که آثار شریعتی سرتا به پا ایدئولوژیک و مستعد خوانش توتالیتر و خشونت طلبانه است که یا کلا باید منسوخ شود یا باید با تفسیرهای مجدد، بهداشتی گردد.

از این مصادیق درباره این جماعت باز می توان برشمرد که مورد تازه آن مسئله برجام است. به نظر می‌رسد این جماعت هیچ غلو و اغراقی دست کم در محدوده زبان فارسی نبوده است که در تمجید و تحسین برجام به کار نبرده باشند که یکی از موارد آن صحبت رییس جمهور روحانی است که گفته بود بعد از برجام «هر روز یک گشایش» در کشور داریم! بر عکس هر وقت نقض عهدی دربرجام شد، گفتند برجام نقض نشده است بلکه این روح برجام است که نقض شده است. دست آخر با تصویب بدون حتی یک مخالف، تمدید تحریم های موسوم به داماتو یا ایسا در مجلس سنا بعد از مجلس نمایندگان که حتی طرفداران و حامیان برجام از جمله خود وزیر خارجه یعنی ظریف و بعد روحانی و ولایتی و لاریجانی و …معتقدند این نقض برجام است، نفر اول دستگاه دیپلماسی و مسئول مستقیم مذاکرات و برجام می گوید این نقض برجام آثار اجرایی و واقعی ندارد و تنها باعث بی اعتباری دولت آمریکا می شود. اگر این باشد که خوب است از این دست تحریم ها باز هم تمدید شود! چون از یک طرف آثار واقعی ندارد و از طرف دیگر باعث بی اعتباری دولت آمریکا در جهان می شود. یعنی هم فال است و هم تماشا!

به نظرم این فضای پارادوکسیکال در این جماعت بیش از آن که نیاز به تحلیل معرفتی داشته باشد، نیاز به تحلیل روانشناختی دارد. چون این میزان مقاومت در این جماعت در برابر واقعیت ، نمی تواند متکی به یک نظام معرفتی باشد بلکه متکی به یک ویژگی شخصیتی است که بر اساس تجربه زیسته و مردم شناسانه ای که دارم فکر می کنم این ویژگی عبارت از «پر رویی» است. در تجربه زیسته و مردم شناسانه همه ما احتمالا با این مسئله برخورد داشته ایم که وقتی از دلیل بدگفتاری و بد عملی دیگران سئوال می کردیم و می کنیم، این پاسخ را می شنویم که خوب چون فلانی ماشاالله خیلی «پر رو» است و «پر رویی» دلیل نمی خواهد.